درباره‌ی فعالیت‌های مشترک محمدرضا شجریان و اخوان ثالث
از قاصدک تا زمستان است
موسیقی ما - سال‌ها پیش «فریدون مشیری» درباره «محمدرضا شجریان» می‌نویسد: «نسبت به استادان و پیشکسوتان بی نهایت فروتن بود در عین حال آن غرور خاص خراسانی‌ها هم در برق چشمانش می‌درخشید غرور خاص خراسانی! واژه برازنده‌ای است برای توصیف جادوی بی‌همتای کلام و آواز و موسیقی یاران خراسانی همچون شجریان مشکاتیان و اخوان ثالث؛ بعدترها هم که حسین علیزاده و کیهان کلهر این غرور را جلای بیش و بیشتر دادند. به بهانه سال‌مرگ اخوان بزرگ از «قاصدک» و «زمستان است» و «فریاد» می‌گوییم. از سه اثر با آواز محمدرضا شجریان که هر کدام در زمانه‌ی خود تصویرگر رخدادهای اجتماعی بودند و شگفتا که کلام اخوان در دوره های مختلف تاریخ معاصر ایران نمودی روشن، عمیق و چندبعدی داشته است و نوابغ موسیقی ایران چنین نعمتی را در بستر موسیقی ملی نقش جاودان بخشیدند. از آثاری خواهیم گفت که نبوغ و هوشمندی آهنگساز و خواننده کوچک‌ترین جایی را برای حرکات اضافه، سازبندی پرتعداد و یا پرسه زدن در موسیقی غیر ایرانی را برنمی‌تابد؛ دریغا که در سال‌های اخیر دیگر چنین آفریده‌هایی تکرار نشد.
 
قاصدک هان چه خبر آوردی؟
«قاصدک» واپسین همکاری شجریان و مشکاتیان. سال‌های آغازین دهه هفتاد وقتی شجریان یکه تاز عرصه آواز است و البته در داخل کشور با گرفتاری‌هایی برای اجرا مواجه است. کنسرت‌های خارج از کشور با نهایت استقبال برگزار می شود و شوربختانه ارتباط خانوادگی و عاطفی این دو هنرمند در همین دوران برای همیشه می‌گسلد. به طوری که به گفته شجریان علت انتشار نیافتن آلبوم قاصدک تا سال‌های سال همین اختلاف ها بود. آلبوم قاصدک با محوریت اشعار سعدی و اخوان ثالث در دستگاه ماهور و در کنسرت های اروپا سال ۷۲ و ۷۳ اجرا شد. تصنیف قاصدک بیانگر غربت هنرمندان در وطن و احساس خسران جامعه روشنفکری که در آن سال‌ها چندپاره می نمود، است. اجرایی که جزو معدود ساخته‌های کاملا مدرن پرویز مشکاتیان است. آواز شجریان نیز با ساختاری مستحکم بر پایه ردیف موسیقی ایرانی اما با لحنی کمتر تا به آن زمان شنیده شده به گوش می رسد. گرچه قاصدک در آن سال‌ها به دلیل انتشار نیافتن رسمی چندان به صورت عمومی شنیده نشد اما تاثیر این اجرا به عنوان یک اثر با لحن نو و بر پایه مفاهیم اجتماعی تا سال‌ها باقی ماند. پس از فوت زود هنگام پرویز مشکاتیان با صدای همایون شجریان این تصنیف بارها و بارها در میان عموم مردم شنیده شد. بخش هایی از این شعر با سال‌های انزوا و گوشه‌گیری مشکاتیان قرابت معنایی داشت.
انتظار خبری نیست مرا// نه ز یاری نه ز دیار و دیاری، باری// برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس// برو آنجا که تو را منتظرند...
 
زمستان است...
حسین علیزاده پس از فراز و نشیب های فراوان بعد از انقلاب در اواخر دهه هفتاد دیگر به ثباتی خواستنی برای کار حرفه ای رسیده بود. زمانی که با «ترکمن» و «شورانگیز» و «راز نو» خود را به عنوان آهنگسازی متفاوت و سرشار از ایده‌های نو به جامعه موسیقی معرفی کرده بود. آهنگسازی و نوازندگی علیزاده با ویبراسیون‌های بی‌شمار و تغییرات دینامیکی ناگهانی در جملات و استفاده از ترکیب های مضرابی متنوع و کمتر استفاده شده سبکی منحصر به فرد را به فضای آهنگسازی موسیقی ایرانی اضافه کرد. از طرفی همکاری کلهر و شجریان در «شب، سکوت، کویر» رنسانس دیگری در فضای یکنواخت موسیقی سنتی ایرانی به وجود آورده بود. بهره گیری از مقام ها و سازهای خراسانی که با لحن و آوای بومی و ذاتی شجریان نهایت همخوانی را داشت این آلبوم را به یک ستاره مبدل کرده بود. سرانجام همکاری این سه نفر در زمستان ۷۹ آغازگر مسیری قابل اتکا و قدرتمند برای اجرای صحنه ای موسیقی و پیوند شعر و موسیقی در سال‌های بعد شد. شجریان در مصاحبه ای می گوید: «من زمستان است را در سال‌هایی خواندم که زمستان بود و واقعا کسی سلام آدم را پاسخ نمی‌گفت. مردم در یک ناامیدی و سردی فرو رفته بودند. من زمستان است را به آواز خواندم و واقعا وقتی شروع کردم به خواندن مرا با خودش می‌برد و این رسم خوبی است که اگر ما می خواهیم شعرنو بخوانیم حالت دکلمه را بیشتر رعایت کنیم و از چهچهه بپرهیزیم چرا که با غزل متفاوت است.»
 اجرای زمستان است به آهنگسازی حسین علیزاده با مقام ابداعی وی«داد و بیداد» رنگ و بویی دلهره آور را در عین القای رخوت و جمود فضای معنایی کلام به همراه داشت و چنین شد که تصویرسازی در این آلبوم به نهایت بلوغ خود رسید. مثال ملموس این تصویر سازی را در دو ضربی عراق پس از خوانش نه از رومم نه از زنگم همان بی رنگ بی رنگم بیا بگشای در بگشای دلتنگم... می شنوید. وقتی که گویی درها گشوده شده است و شادی ای هرچند ناپایدار پدیدار میشود. نوع اجرای ساز و آواز در زمستان است به شیوه حسین علیزاده به نوعی همنوایی مبدل شد که گویی سه خواننده یا سه نوازنده به اجرای موسیقی چند صدایی با انسجامی در خور ستایش می پردازند. هوش سرشار شجریان در اجرای آواز هرگز این اثر را خارج از چارچوب های بنیادین موسیقی ملی نمی برد. اجرایی که طنین آوای سرزمینی خشک و سرد را با لحن خراسانی شاعر درمی آمیزد و با قراردادن بخش های تکان دهنده و اوج شعر در مایه های بیداد، عشاق، بیات راجه و عراق به جان و روح هر شنونده ای چنگ می اندازد. مسیحای جوانمرد من// ای ترسای پیر پیرهن چرکین// هوا بس ناجوانمردانه سرد است آی// دمت گرم و سرت خوش باد// سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای...
 
خانه ام آتش گرفته‌است، آتشی جانسوز...
پس از کنسرت زمستان است در دانشگاه کالیفرنیا در کمتر از دوسال سه گانه شجریان علیزاده و کلهر به همراهی تنبک همایون شجریان با اقبالی فراموش نشدنی مواجه شد. کنسرت ها در خارج از کشور برگزار می شد و عاشقان موسیقی ایران با انتظار و اشتیاق فراوان به نسخه های رسمی و غیررسمی این اجراها دست پیدا می کردند اما بالاخره پای این اجراها به ایران باز شد. شجریان و یارانش در دی ماه ۸۲ پس از زلزله دلخراش بم کنسرتی بی نظیر را در ایران به روی صحنه بردند. این کنسرت گلچینی از مجموعه اجراهای پیشین گروه در خارج از کشور بود که با عناوین «بی تو به سر نمی شود» و «فریاد» منتشر شده بود. تصنیف فریاد با شعری از اخوان ثالث با آهنگسازی محمدرضا شجریان نشان از تسلط وی به شعرنو خاصه شعر اخوان و همین طور تلفیق اصولی شعر و موسیقی داشت. تصنیفی که تصویرسازی جان گدازی از بلای خانمان سوز زمین لرزه بر جان هموطنان داشت. تظلم و کمک خواهی راوی شعر با کمان کشی های کیهان کلهر جان می گیرد و تحریرهای ریز و سرضرب شجریان آسیمه سری، ترس و استیصال را به هنرمندی هرچه تمام تر به گوش می رساند.
 
 
 
 
منبع: 
نشریه میلان ضمیمه جوانان روزنامه شهرآرا - طراح عکس: جلال حاجی زاده
تاریخ انتشار : شنبه 2 شهریور 1398 - 15:07

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.