بنیاد کودک
پرونده ای برای آلبوم «اشارت نظر» میلاد درخشانی - 2
درخشانی و میلاد موسیقی تازه ایرانی

ادیب وحدانی
[ منتقد و روزنامه‌نگار ]

موسیقی ما –  با این فرض شروع کنیم که موسیقی ایرانی ته بن بست است، درست عین همه اجزای دیگر فرهنگ ایرانی. وامانده و گیر کرده در تعدادی توقعی که از این موسیقی میرود است، برفگیر برآورده نشدن نیازهای مادی برای تامین زندگی هنرمندهای جدی است، فقر مخاطب در بیابان قفر شنونده هایی که اگر حریم سلطانشان کیفیت نداشته باشد تند زنگ میزنند ماهواره ایشان اما ام پی تری های 128 بیت را راحت با اسپیکرهای جنیوس کامپیوترشان گوش میکنند و همه ظرافتها و ریزه کاریهای صوتی را نمیشنوند به راحتی، گوشهای به بی کیفیتی خو گرفته ای که نبود فاصله دوبلورهای بی لحن با میکروفونها آزارشان نمی دهند و نبود بُعد در صدای دوبله های زشت ذلیل زننده آزارنده وطنی را نمیفهمند و ساعتها ناهنجاری صوتی و تصویری و فرهنگی و هنری را تا آخرین عربده کوزی یا ضجه دیلا خانم میشنوند و کمترین صدای تنفس گیتاریستی که روح و جان و دل و دلیلش را سازش شُرّه میکند بر نمیتابند. مردم ظاهر بینی که عظمت معماریهای بیمانند و بری از اضافه کاری بینظیرشان ظرف یک مدت خیلی کوتاه بدل میشود به سطحی کاری و رویه مالی کاشیکاری و در موسیقیشان بدتر هم میشوند.

من این همه مجله را نخوانده باشم ورق که زده ام، و ایران است تنها جای دنیا که در آن در مجله های جدی هم حتا، طراحهای گرافیک هستند که لحن مجله را تعیین میکنند، مجله ای که نخوانده اند را و بدشان میاید ازش را و نویسنده هاش را یک مشت خل وضع احتمالا مستعد میدانند را. در ایران همین اتفاق هم در حوزه موسیقی است. یعنی مهندسهای تحصیل نکرده صدابرداری اجرایی که در آن صدا بهتر از همه ضبط شده است را به عنوان بهترین بیرون میدهند و شنونده هایی که اعتیادصوتیشان باآن صدایی که توقع دارند برآورده میشود هیچ نقی نمیزنند، و منصفانه بگویم: مردمی که تقریبا پول نداده اند کارهایی که مفت نمی ارزند را نمی خرند و گوش نمیدهند و میشنوند وبرهوت نه تنها ادامه دارد، تکثیر هم میشود.

این کویر از آن صحراهای جادویی پر از رنگ و رو و آکنده از جادوی جلوه تنوع خاک نیست، درست مثل خود صحراهای ایران که معروف است دارد تکه های زیبای دلربای دوالپا و نسناس و عفریت و جن و پری،  واحه ها و جندق ها، و داغترین جای سطح کره زمین را هم در دل خود دارد. اما این کویر در کلیتش خاک و شن یکرنگ کم تنوع و فقیر خسیسی است که بر نمیدهد و بار نمیاورد. همین کویر را موسیقی ایرانی فرض کنید و آن تکه های خیلی قشنگش که برشمردمشان را هنر والای به فرض شهناز که نازی داشت، لطفی آن وقتها که لطفی داشت، شیرمحمد اسپندار وقتی غرش دونلی اش آرام و نغمه وار این ور آن ور میبردت و میگرداندت در تفریحی که روح را هم سرگرم میکرد و هم از جهانهای دیگر نشانی میداد و ناصر فرهنگفر که درست آن داغی وسط کویر بود و حتا جاهایی کلهر که کویرش در لحظه هایی نشانی برادر شهید شده اش در داغی کویرهای شرجی اما خشک کناره های اروند را میدهد.

ناز شهناز اما مطلوبترین برای من است که نشانی از شهرنشینی پرغرور زیبنده اصفهانی میدهد. ابراهیم گلستان که حتما دهاتی نیست به قاسم هاشمی نژاد که حتما تر! دهاتی نیست میگوید ما همه مان دهاتی هستیم، خب اصفهان شهر است و موسیقی شهناز نشانی سبزه های گهگاهی کویر را دارد و تگرگهای ناگهانی اش را هم و درست به همین دلیل که نشانی مرگ را میدهد زنده تر است. موسیقی صبا اما درست موسیقی شهری است و دلیل هم دارد، بچه های دوره رضاشاه توهم یا تفکر عظمت را داشتند و عظمت در دید شهری پیدا میشود حتا اگر در جای دیگر باشد، حتا در کویر. نگاه و اجرای شهری صبا مثل مال پرویز کلانتریست که خاک و کاهگل را بر میدارد و ازش تابلوی نقاشی میپردازد که خیلی چیزها هست و هر چه باشد دهاتی نیست.

من از روزنامه سلام و هفته نامه ایران جوان که سالهای 77 و 78 رفتند تا چند سال قبل که ثابتم شد موسیقی آویژه ارزشش و اقتدار شهریش را از پدرام درخشانی میگیرد از آویژه تعریف میکردم و در این سالها که کمتر مینویسم، و اخیرا که تقریبا هیچ چیز مطبوعاتی نمینویسم ستایش پدرام را در دستور کار داشتم تا یک کنسرت افشارستان. منی که هنوز هیچ چیز درباره کنسرت اعلای استثنایی دیلن در استانبول 2014 ننوشته ام از آن به بعد نیت کردم درباره میلاد درخشانی هم بنویسم. من کنسرت همایون شجریان با آن پسری که تار را بی بو و بی خنده قلقلک میداد ول کردم، که سوءتفاهم مکرر بودند و هستند. کنسرت شجریان را هم ماندم چون کسی که بلیط بهم کادو داده بود کنارم نشسته بود. کنسرت استانبول 2009 دیلن را تا ته ماندم چون شنیده بودم دیلن استاد نابود کردن آهنگهای خودش است و ماندم تا این اتفاق را ببینم. کنسرت پیکسیز را هم ماندم تا بیشتر قیافه نیهیلیستهای ترک را ببینم، تراویس را ماندم تا دخترهای پانزده ساله نرمال را در یک کنسرت معمولی راک ببینم. و دیگر، میشود یک بار نصرت فاتح علی خان و یک بار شهناز و یک بار اسپندار و دو بار لیلی افشار که به عرش برده اندم و دو باری که دارکوب مرا منهدم کرده اند با آتشفشانشان آن وقتهاشان که نوازنده مهمان ندارند، و این هر دو بار در یک شب بود.

کنسرت افشارستان من را تکان داد به خاطر این که مسیر درست است و گروه در میانه راه بود و آدمها قدر و قلدر. فضایی که هنرمند را بدل میکند به علاقه مند به هنر و آنهایی که میان مایه اند را دستچین میکند برای قله بودن در برخی شرایط استثنایی راه میدهد به مستعدهایی که هم بافرهنگ و دارای چیزی برای اثباتند و هم  انرژی لازم برای اثبات آنرا دارند و ادا و اطوار و پز و چس روشنفکریشان انرژی و رمق کارشان را نمیگیرد. یعنی به قدری در ایران کنسرت و تمرین رفته ام که راحت بگویم نود و نه درصد موزیسینهای کشور ما بی استعدادند، آنهم در کشوری که استعداد را به قدر آفتاب زیاد و حتا زاید دارد. از این یک درصد مستعد قسمت عمده ای بی فرهنگند و ملودیهای چوپانیشان هیچ غنای فرهنگی درونی ندارد حتا اگر تحصیل کرده و کتاب خوانده باشند مثل. از این مستعدها خیلی ها راوی اند و نیاز درونی ندارند به تولید یک چیز برای اثبات به دیگران، و بهتر از آن، اثبات به خودشان. خیلی ها فرهنگ و ضرورت و استعداد را دارند اما در مسیر زندگیشان به قدری تخریب شده اند و تخریبشان کرده اند و گذاشته اند تخریب شوند که حال تولید کار باحال را ندارند. آخر سر کسانیند که همه اینها را دارند اما اسیر مدهای بازار روشنفکریند. میلاد درخشانی از هیچ کدام اینها صد در صد پالوده نیست کاملا اما شخصیت دارد و دارد طریقش را نه چندان آرام(که خوب است) و مدام (که خوبتر است)میرود.

با این فرض تمام کنیم که دو دندهِ اولِ شروعِ اتمامِ خماری موسیقی ایرانی دو برادرند. 
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : جمعه 16 آبان 1393 - 02:18

دیدگاه‌ها

چهارشنبه 14 آبان 1393 - 16:27

من آلبوم رو خیلی دوست داشتم این روزها همش دارم اشارات نظر گوش می دم
کاش زودتر کنسرتشم برگزار بشه
امیدوارم نوازنده های حرفه ای هم جمع باشن که موسیقی حروم نشه

چهارشنبه 14 آبان 1393 - 16:36

salam man alman zendegi mikonam be zahmat inja album peyda shod va vaghean ziba bod

پنجشنبه 15 آبان 1393 - 14:57

یاد افشارستان به خیر
میلاد جان منتظر کنسرت تهران هستیم

ممنون از آقای ادیب برای این نوشته زیبا

جمعه 16 آبان 1393 - 18:02

میلاد درخشانی یکی از عالی ترین هنرمندان ایرانی هست.. کسی که می دونه موسیقی چیه و آثارش هم متفاوت از آثاره همه هنرمندا هست. آشنایی با آثارشون و طرفدارشون شدن باعث افتخارمه. ممنون که با آثار عالیتون نشون می دید که موسیقی واقعی چی هست! ممنون از مطلب واقعا سلیقه اکثریت مردم در حد آهنگ تیتراژ سریالاست و خیلی پایینه.. اطرافیانم به شخصه هیچکدوم آنچنان از آثار آقای درخشانی لذت نمی برن.
بی صبرانه منتظر کنسرت تهرانتون هستم..

دوشنبه 19 آبان 1393 - 09:32

آقا با اين نوشتتون که مثل جاده ي پر از دست انداز بود چي ميخواستي بگي؟ کي رو قبول داري؟ 99 درصد که بي استعدادن. ببخشيد شما....؟؟؟!!

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.



دانلود درخشانی و میلاد موسیقی تازه ایرانی | موسیقی ما