.

تبلیغ بالای قطعه

.
خواننده: 
آهنگساز: 
ترانه‌سرا: 
تنظیم‌کننده: 
نوازنده: 
مجتبی تقی پور (گیتار) - رامین رعیت (ویولن)
میکس و مستر: 
رضا پوررضوی
تهیه‌کننده: 
سحر سلامت
طراح: 
بهرنگ نامداری
plays 191785


دیدگاه‌ها

شنبه 17 بهمن 1394 - 18:00

بر خلاف شعر قوی ای ک داره ملودیش انصافا ضعیفه
البته تنظیمش هم خیلی خوب فضای آهنگ رو حفظ کرده

یکشنبه 18 بهمن 1394 - 12:40

اقای امامی صدای خاص و دلنشینی دارند و اقای گلرویی که نیاز به تعریف ندارن . این ترانه با یک اهنگسازی و اجرای دیگه میتونست یکی از بهترین اثار این چند سال باشه اما متاسفانه اهنگسازی و اجرا مناسب این ترانه نبود و مخاطب با یک بار گوش دادن ممکنه بار دوم گوش نده

یکشنبه 18 بهمن 1394 - 12:59

اقای امامی صدای خاص و دلنشینی دارند و اقای گلرویی که نیاز به تعریف ندارن . این ترانه با یک اهنگسازی و اجرای دیگه میتونست یکی از بهترین اثار این چند سال باشه اما متاسفانه اهنگسازی و اجرا مناسب این ترانه نبود و مخاطب با یک بار گوش دادن ممکنه بار دوم گوش نده

جمعه 24 شهریور 1396 - 19:20

یکی از ترانه های عاشقانه ی مهبوبم بود اقای امای هم بد کار نکردن ولی گویا قدرتشو خیلی کم بوده واسه اجرای کار کاش خودم میتونستم ترانه رو اجرا کنم ، درواقع مهمترین مشکل اقای امای اینه که ترانه رو با لحن خودشون اجرا کردن در حالی که لحن خود ترانه مقداری متفاوت تره

یکشنبه 14 مرداد 1397 - 15:40

واقعا عالی بود ♥ خیلی احساسی و زیبا (:
من عاشقه این اهنگ شدم

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
 
متن ترانه
تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه!
با یه پیرهن ساده ی صورتی
یه جایی حوالیِ دَه سالگیم،
همون سالای روشن و قیمتی

دوتا جوجه‌رنگی توی پیرهنم،
یه برگِ لواشک تو دستام بود
وطن واسه من خونه‌مون بود و بس،
همون کوچه معنای دنیام بود.

تو مثلِ یه قو رد شدی، یادمه!
رو دریاچه‌ای که منو غرق کرد
گذشتی و بعد از عبورت جهان
دیگه پیش چشمای من فرق کرد.

می‌خواستم همه چیزو قسمت کنم،
با اون چشمای روشن خواستنی
یه جوجه، یه تیکه لواشک، یه تاس،
چهار پنج تا تیله، یه لیس بستنی

ولی تو گذشتی و با تو گذشت،
همه آب‌های جهان از سرم
حالا با همین موی جوگندمی
از اون کوچه با فکرِ تو می‌گذرم.

پسربچه‌ای که تو رو دوست داشت،
به عشقِ تو تبعید شد از بهشت
سرِ زنگ انشا توی دفترش
برات اولین نامه‌هاشو نوشت.

قایم کردشون تو کیفِ مدرسه‌ش
کنارِ کتاب و تراش و مداد
بغل دستِ پرگار و نون و پنیر
ولی هرگز اونا رو دستت نداد.

پسر بچه‌ای که تو رو دوست داشت،
هنوزم به یادت نفس می‌کشه
هنوزم تو خواباش قدم می‌زنی
نمی‌تونه بعد از تو عاشق بشه.

هنوزم تو از کوچه‌مون می‌گذری
یکی این‌جا مثلِ قدیم مستته
می خواد نامه هاشو به دستت بده
ولی دستِ بچه‌ت توی دستته