احمد پژمان از دوستی با احمدرضا احمدی می‌گوید
دوستی که حالت را بهتر می‌کند
hpln \Clhk
[ احمد پژمان - آهنگساز ]

من با احمدرضا احمدی دوستی ۶۰ ساله دارم. انسانی کم‌نظیر، ساده، بی‌غل و غش، متواضع و دارای تمامی خصایصی که آدمی از یک دوست انتظار دارد. دوستی که وقتی با او می‌نشینی حال تو را بهتر می‌کند. البته که شرط دوستی و رمز بقای دوستی‌ها همین است که شما حس کنی حالت از هم‌نشینی و هم‌صحبتی با او بهتر می‌شود. شاید رمز تداوم این دوستی شصت ساله در همین روحیاتی باشد که در اوست.

من ندیدم، احمدرضا را که هیچ‌وقت درباره خودش صحبت کند. عموم اهل هنر و ادبی که می‌شناسم از خود می‌گویند. برخی در تعریف از خود زیاده‌روی می‌کنند و مبالغه و برخی کمتر، اما من ندیدم حتی یک بار احمدرضا از خود و کارهایش بگوید. خودنمایی‌ نداشت. واقعاً بعدها فهمیدم که اون چه شاعر مهمی است. آدم رفیق‌باز و خانواده دوستی بود و الان هم هست.

حلقه وصل من و احمدرضا، موسیقی بود. به یاد دارم نخستین باری که او را دیدم سال‌های پایانی دهه ۴۰ بود. یکی از دوستان دعوتم کرد در جلسه‌ای در کانون پرورش فکر کودکان شرکت کنم. همان‌جا با احمدرضا آشنا شدم. مدتی بعد احمدرضا به من گفت علاقه‌مند است روی یکی از داستان‌های کودکان آهنگی نوشته شود و من روی شعر «گل اومد بهار اومد» برای بچه‌ها کاری نوشتم که روی صفحات ۴۵ دور آن زمان منتشر شد. این اثر بسیار جلب توجه کرد. موسیقی فضایی توصیفی داشت و حتی آقای فرمان‌آرا که بعدها با ایشان هم دوستی درازدامنی پیدا کردم،‌ از طریق این موسیقی با کارهای من آشنا شد و سفارش ساخت موزیک متن فیلم «شازده‌ احتجاب» را به من داد. همچنان‌که پرویز کیمیاوی هم به من گفت با شنیدن موسیقی گل اومد بهار اومد، به سراغم آمد. او علاقه‌مند بود موزیک متن فیلم «مغول‌ها» را بنویسم که انجام نشد.

می‌خواهم تاکید کنم بانی این دوستی‌ها و همکاری‌ها نیز کاری بود که احمدرضا سفارش داد.

مدتی بعد احمدرضا طرح «صدای شاعر» را داد. طرحی که در آن اشعار شاعران با صدای خودشان و روی موسیقی‌ای که آهنگسازان می‌نویسند، منتشر می‌شد. نخستین کار از این مجموعه آهنگسازی روی شعر نیما یوشیج بود که به دلیل آن‌که نیما در قید حیات نبود،‌ احمد شاملو آن را خواند و آهنگش را من نوشتم.

من با احمدرضا رفت و آمد و دوستی داشتم که در روابط کاری منحصر نماند و به نشست و برخاست‌های بسیار دوستانه و رفت و‌آمد‌های خانوادگی انجامید که هنوز هم ادامه دارد. در همین‌جا باید از همسرشان، خانم شهره حیدری، یادی بکنم که یک زن همراه و صبور بود و هست و در تمامی این سال‌ها و به خصوص سال‌های بعد از انقلاب، نقش مهمی در آرامش روحی احمدرضا ایفا کرد.

برای احمدرضا آرزوی سلامتی دارم و خوشحالم که به هشتاد سالگی رسیده است و امید که زندگی‌اش همچنان با عزت نفس و سلامتی استمرار داشته باشد.
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما
تاریخ انتشار : پنجشنبه 1 خرداد 1399 - 12:08

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.