Manou Sarmast مانو سرمست اسحاق انور
خواننده آهنگ «اینجا» به «موسیقی ما» گفت
حسین حقیقی: تصمیم گرفتیم که با آنهایی که کم آورده‌اند و ناامید هستند حرف بزنیم
موسیقی ما هفته گذشته جدیدترین تک‌آهنگ «حسین حقیقی» به نام «اینجا» منتشر شد. اثری که در آن ضمن بیان متفاوتی از برخی مشکلات و انتقادها، تلاش شده بود تا امید به آینده را مطرح کند. این اثر طی روزهای اخیر با بازخوردهای گوناگونی همراه شد و موافقان و منتقدانی داشت. به فاصله کوتاهی پس از انتشار این اثر دقایقی را با حسین حقیقی هم‌کلام شدیم و این خواننده روایت جالبی از تولید آهنگ اینجا داشت. او همچنین پاسخ‌های صریحی به برخی نقدها نسبت به روند کاری خودش و همچنین فعالیت‌هایش در عرصه موسیقی مطرح کرد که در ادامه می‌خوانید:
 
  • *از ایده تولید آهنگ «اینجا» برای ما بگویید و اینکه تولیدش ارتباطی به حوادث چند ماه اخیر کشورمان هم داشت؟
من هم مثل سایر مردم در همین جامعه زندگی می‌کنم و پالس‌هایی که می‌گیرم را به موسیقی تبدیل می‌کنم. تولید این اثر پیش از شهادت حاج «قاسم سلیمانی» انجام شده است ولی همه می‌دانیم که اوضاع اقتصادی کشور و مدیریت دولت به چه صورت است. اتفاقات ناخوشایند دیگری هم هست که دوست ندارم به آنها اشاره کنم. سال گذشته قطعه «سلام به آینده» را خواندیم که برای آن یک فلش‌ماب هم تولید شد و استقبال زیادی را هم به دنبال داشت. اما برای سال 98 باید یک حرف جدید عنوان می‌کردیم و تصمیم گرفتم که «اینجا» را بسازیم. با بچه‌های «مأوا» و «سید جواد پرئی» صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم که با آنهایی که کم آورده‌اند و ناامید هستند حرف بزنیم. وظیفه من به عنوان یک هنرمند این است که امید را به جامعه تزریق کنم ولی باید از جامعه پیرامون خودم جدا نشوم. اگر سختی‌ها را بپذیریم و به آنها اشاره کنیم و بعد بگوییم «اما وقتی کنار هم می‌باشیم می‌تونیم آینده رو پس بگیریم»، مخاطب هم ما را باور می‌کند.
 
  • *چنین کارهایی وقتی در برهه‌هایی با مشکلات اقتصادی و اجتماعی و حوادث ناخوشایند منتشر می‌شوند خیلی‌ها می‌گویند که دلتان خوش است و چنین کارهایی تولید می‌کنید! چنین نقدهایی به گوشتان خورد؟
این سوال خیلی خوب بود و شما را به دیالوگی از «پیام دهکردی» عزیز ارجاع می‌دهم که افتخار شاگردی ایشان را داشتم. پیام دهکردی در تلویزیون اعلام کرد که من به عنوان هنرمند باید به مردم امید بدهم. وضع موجود برای اقشار زیادی از جامعه شاید اسف‌بار باشد ولی هنر این است که کنار آنها بنشینید و بگویید که وای چه وضعیت بدی است؟ قرار هم نیست دروغ بگوییم و اینکه می‌گویم آینده روشن است یک حرف راست است. ما با امید زنده‌ایم و اگر قرار باشد که ما هم بر سر خود بزنیم و بگوییم که هیچ کاری نمی‌توان انجام داد دیگر این هنر نیست. ممکن است نقدهایی هم در این مسیر متحمل شویم اما وظیفه دیده‌بان این است که کمی جلوتر را هم ببیند. این هنر والای متعهد است و به نظرم هر هنرمندی در هر جای دنیا وظیفه خودش می‌داند که به مردم امید بدهد. در کشورهای دیگر هم مگر مشکلات کم است؟ هنرمندان آنها هم در موسیقی و سینما تلاش می‌کنند به نقاط روشن اشاره کنند تا بتوان زندگی کرد. خدا را شکر می‌کنم که من هم توانستم نسخه جدیدی از سلام به آینده را بخوانم و بگویم که مشکلات هست اما می‌توانیم آینده را بسازیم.
 
  • *طیف دیگری از مخاطبان را هم داریم که از هنرمندان توقع تولید کارهای انتقادی و اعتراضی دارند. تصمیم ندارید چنین کاری تولید کنید؟
من نسبت به نحوه مدیریت کشور نقدهای جدی دارم که ممکن است باب‌های سیاسی داشته باشد. نقدهای دیگری هم به سبک زندگی خودمان دارم که ممکن است اجتماعی باشد. اما من برای خودم ژانر دیگری را تعریف کرده‌ام و سراغ ژانر اعتراض نرفته‌ام. مخالف این کارها نیستم و اتفاقاً دوستانی که چنین آثاری را تولید می‌کنند را هم پیگیری می‌کنم. در همین اثر جدید گفته‌ام:«حس رفتن تو حرفاته انگار، مثل من خسته روزگاری» و این یعنی من هم اتفاقات بد را می‌پذیرم اما ترجیح می‌دهم که بیشتر از امید بگویم. سلیقه من موسیقی‌ای است که حال مخاطب را خوب کند. کارهایی که در آن مشکلات را می‌پذیرد اما مردم را به روشنی و آینده ارجاع می‌دهد. جنس صدای خودم را هم در این ژانر حائز حرف می‌دانم.
 
  • *با چنین نگاهی که نسبت به موسیقی دارید چرا اینقدر کم کار هستید؟ در حالی که برای آثار شما معمولاً در سطح خوبی تبلیغات صورت می‌گیرد و بازخوردهای خوبی هم داشتند.
بخشی از این کم‌کاری به دلیل مشغله خودم است چون در زمینه فیلمنامه‌نویسی هم فعالیت می‌کنم. برنامه‌ریزی منظمی دارم که در سال 99 هشت آهنگ را منتشر کنم. همچنین پس از قطعه «اینجا» قرار است که کمتر از ده روز دیگر یک کار عاشقانه را منتشر کنیم و سپس به استقبال سال جدید می‌رویم. از سوی دیگر می‌ایستم تا ببینم حرف جدیدی که می‌خواهم بگویم چیست. من دوست دارم در هر کار به یک موضوع جدید اشاره کنم و هر قطعه اگر حرف جدیدی داشته باشد جذابتر است. متوجه هستم که از جایی به بعد شاید خیلی حرف جدیدی وجود نداشته باشد اما می‌توان از زوایای دیگری نسبت به اتفاقات نگاه کرد.
 
  • *اما یک سوال هم درباره شخص شما می‌خواهم مطرح کنم. برخی این اعتقاد را دارند که «حسین حقیقی» از رانت‌های تبلیغاتی استفاده می‌کند و به همین دلیل کارهایش در سطح زیادی شنیده می‌شود. خودتان در این زمینه چه نظری دارید؟
مجموعه مأوا زحمت تهیه‌ کارهای من را می‌کشند و شبیه سایر کمپانی‌های موسیقی سطح کشور هستند. همه کمپانی‌ها تا جایی که بتوانند برای کارهای هنرمندان تبلیغ می‌کنند و پخش آثار را انجام می‌دهند ولی ما نسبت به کمپانی‌های دیگر برای انتشار کارها بسیار کمتر هزینه می‌کنیم. در کارهای من رانتی وجود ندارد چون برگشت مالی از آثار داریم. یعنی اجراهای مختلف می‌رویم و بخشی از درآمد هم به این کمپانی تعلق می‌گیرد. درباره پخش کارهای من از تلویزیون هم باید بگویم که سایر دوستان هم اگر کارهایی باب میل صداوسیما تولید کنند پخش می‌شود. من باب میل صداوسیما کار تولید نمی‌کنم و زندگی خودم را موسیقی می‌کنم و گاهی هم مورد توجه آن رسانه قرار می‌گیرد. همچنین به طور کل کارهای من نسبت به سایر خواننده‌ها کمتر از تلویزیون پخش می‌شود. در طول این سال‌ها هم فقط یک تیتراژ تلویزیونی داشتم و این در حالی است که سایر کمپانی‌ها تیتراژهای بسیار زیادی برای خواننده‌های خود می‌گیرند. به نظرم چنین صحبتی که مطرح شده است کمی بی‌اساس است. اگر کارهای من شنیده می‌شود پس از لطف خدا به دلیل این است که دنبال فضاهای خالی می‌گردم تا حرفی که کسی بیان نکرده است را مطرح کنم. مثلاً چه کسی حاضر است در یک قطعه عاشقانه بگوید:«بهم یاد دادی تو تاریکی‌ها یکی هست که اسمش واسم روشنه/تو اوج نداری و درموندگی حواست به خمس و زکات منه». من این را می‌خوانم چون زندگی‌ام است. وقتی چنین چیزی را می‌خوانم خاص می‌شود و توجهات را جلب می‌کند. در جای دیگری مثلاً می‌گویم:«گمونم این همه شیرین نمی‌شد اگه ماه عسل مشهد نبودیم». من موضوعات خاص را انتخاب می‌کنم و دلیل شنیده‌شدن کارهایم همین است. این مسائل سبک زندگی میلیون‌ها نفر در ایران است که تا حالا بیان نشده است و همان افراد می‌بینند که چقدر نزدیک به سبک زندگی خودشان است و کارها را دست به دست می‌کنند.
 
حاضرم هزینه تبلیغات کارهای من را با یک خواننده معمولی مقایسه کنید تا ببینید یک دهم آنها هم نیست. هر کاری که تولید می‌کنیم برای پخش در اختیار چند سایت رسمی قرار می‌گیرد و دیگر در اینستاگرام یا تلگرام کسی را نداریم کارهایمان را پخش کند. چون آن دوستان با فضای ما همخوانی ندارند و کارهایی که تولید می‌کنیم در صفحات یا کانال‌هایشان طرفدار ندارد.
 
من از سال 89 در حال انتشار کارهایم هستم ولی همزمان خواننده‌ای داریم که ظرف شش ماه مطرح شده است و به اوج رسیده است. چگونه چنین اتفاقی رخ می‌دهد؟ این نشان دهنده قدرت تبلیغات و هزینه‌ای است که انجام می‌دهند. در ابتدا هم عرض کردم که رانتی وجود ندارد چون برای کارها، برگشت مالی داریم. نکته دیگری که می‌خواهم اشاره کنم این است که دستمزد برخی خواننده‌های دیگر برای  استیج‌هایی که عنوان ارگانی دارد، ده یا بیست برابر ما است. ما وقتی اجرای ارگانی می‌رویم رانت است و برای سایر دوستان استقبال مردمی است؟ امیدوارم دوستانی که چنین مسائلی را مطرح می‌کنند قصد و غرضی نداشته باشند و صرفاً به دلیل کمبود اطلاعاتشان باشد.
 
  • *و کلام آخر؟
من زندگی و احوالات خودم را موسیقی می‌کنم. اگر حالم خوب نباشد آن را تبدیل به «اینجا» می‌کنم و می‌گویم که می‌توان همین جا که متعلق به همه ایرانیان است زندگی کرد و یک آینده خوب را ساخت. اگر هم حس عاشقانه داشته باشم کاری با چنین مضمون تولید می‌کنم. وقتی بچه‌دار می‌شوم قطعه «ریحانه» را منتشر می‌کنم. برای دورهمی‌ها و شب یلدا «حیفه تو نباشی» را تولید می‌کنم و همه اینها احوالات حسین حقیقی است. امیدوارم بتوانم همین مسیر را ادامه بدهم و احوالاتم را به درستی بتوانم من
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما
تاریخ انتشار : دوشنبه 21 بهمن 1398 - 20:00

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.