آهنگساز : برت باكاراك
بوچ كسيدي و ساندنس كيد
آهنگساز : برت باكاراك

هيچ چيزي نگرانم نمي كند

بوچ: يه دقيقه صبر كن. جو لفورس رو كه بين اونا نديدي؟
ساندنس كيد: لفورس؟ نه، چرا؟
بوچ: خب، خدا رو شكر، يه لحظه فكر كردم توي دردسر افتاديم.

نويد غضنفري: بوچ و ساندنس درست پيش از آن كه دو نفري بپرند وسط آن محوطه اي كه دور تا دورش محاصره شده و بعد هم تيرباران بشوند، دارند اين چرت و پرت ها را به هم مي گويند، آن ها به خوبي از سرنوشت محتوم شان آگاه اند درست از همان موقع كه چشم شان به آن دوچرخه مسخره مي افتد كه گويا نماينده اي است از چيزي كه از آن به عنوان «آينده» ياد مي كنند، اما ما كه پيش تر هم واكنش هاي بي خيالانه، سرخوشانه و البته غمگنانه بوچ و ساندنس را ديده ايم، ديده ايم كه چه طوري بوچ سوار بر آن دوچرخه براي اتا ادا و شكلك در مي آورد و مرتب برايش مي خواند؛ «هيچ چيزي نگرانم نمي كند». اين طوري آن ها در واقع دارند شادي و سرخوشي (گيريم اصلا تصنعي) ناب و اصيلي را به چارچوب هاي محكم و قدرتمند اطراف شان وارد مي كنند كه درست شبيه آن ديناميت هاي مضاعف بوچ براي واگن يونيون پاسيفيك و وودكاكِ شريف و بي نوا عمل مي كند؛ همه چيز را مي فرستد روي هوا!
حالا تم هايي كه برت باكاراك آهنگساز براي «بوچ كسيدي و ساندنس كيد» ساخته، درست همين ويژگي را دارند، به «دو شات شادي و يك شات غم» (ترانه سبك جز و مسحور كننده نانسي سيناترا) مي مانند. به راحتي و البته درستي لحن عوض مي كنند و اين طوري لحظه هاي سرخوشانه و خاطره برانگيز و غمگنانه را توأمان در ذهن مان نگه مي دارند. اما باكاراك با موسيقي سحرانگيزش، ضربه نهايي را درست در پايان فيلم و در قطعه «Not Goin’ Home Anymore Reprise» (که این جا هم گذاشته ایم برای شنیدن) به مان وارد مي كند؛ همان سكانس پاياني مشهور و دريغ انگيز كه دو رفيق بعد از كلي وراجي و خيال بافي مي پرند وسط محوطه كه يكهو تصوير فيكس مي شود و يكي از ماندگارترين تصاوير آرشيوي ذهن مان را بوجود مي آورد. تمِ پيانويي (اين جا هم منظورم سازش بود و هم آرام) كه باكاراك براي اين لحظه و درست بعد از فيكس شدن تصوير درنظر گرفته، بيش تر حال و هواي «موزيك باكس»ي (جعبه موسيقي) دارد و گويي كه تماشاگر را به ناكجا آبادي وسط همه خاطرات و آلبوم هاي عكس اش پرتاب مي كند، از همان آلبوم هاي قديمي خانوادگي كه همه مان يك موقعي داشته ايم و يا هنوز هم داريم، همان آلبوم هايي كه عكس هاي قديمي و فرسوده شده خاطرات دورمان را هنوز سالم و دست نخورده نگه داشته اند و موقع نگاه كردن به آن ها جعبه موسيقي كنار درش را هي كوك مي كنيم تا براي مان آهنگ سال هاي دور را بزند. جالب اين كه باكاراك، آخر ملودي اش را هم به همان سبك و سياق جعبه هاي موسيقي تمام مي كند، انگار كه كوك جعبه يكدفعه تمام شود، ملودي به انتها نمي رسد و يك ميزان مانده به ته، روي يك نت تمام مي شود. و امان از طنين آن نت هاي نهايي كه براي چند لحظه در فضا مي ماند.




تاریخ انتشار : دوشنبه 22 مهر 1387 - 00:00

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.