Musice Awards
Musicema Awards جشن سالانه موسیقی ما
ارکستر اکراینی ها در حد و اندازه یک ارکستر آماتور بود
ارسلان کامکار می گوید؛
ارکستر اکراینی ها در حد و اندازه یک ارکستر آماتور بود
موسیقی ما- شیوه نوازندگی و صدادهی ارکستر سمفونیک ناسیونال اکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» در حد و اندازه یک ارکستر آماتور و ابتدایی بود و نتوانست انتظار مخاطب را از اجرای قطعات دو آهنگساز ایرانی حسین علیزاده و محمدرضا درویشی برآورده کند.

ارسلان کامکار کنسرت مایسترارکستر سمفونیک تهران ضمن بیان این مطلب در انتقاد به سخنان محمدرضا درویشی مبنی برناتوانی ارکسترسمفونیک تهران از اجرای قطعه «کلیدر» گفت : زمانی که آقای درویشی در نشست مطبوعاتی این کنسرت اعلام کرد که ارکستر سمفونیک تهران و یا دیگرارکسترهای ایرانی توانایی اجرای این قطعه را ندارد علی رغم ناراحتی اعضای ارکستر سمفونیک تهران، به هیچ عنوان دلخور نشدم و عکس العملی نشان ندادم و حتی در ذهن خود تا اندازه ای به آهنگساز حق دادم چون ممکن است قطعه ای پیچیده نوشته شده باشد که ارکسترسمفونیک تهران از عهده اجرای آن بر نیاید بنابراین تصمیم آهنگساز را برای اجرا به حق می دانم و اتفاقا با این نگاه به کنسرت آمدم ولی متاسفانه با اجرایی بد ودوراز انتظار مواجه شدم که همه تصوراتم را به هم زد.

توانایی ارکسترهای ایرانی بیش از ارکستر ناسیونال اکراین است
کامکار با اشاره به اینکه به عنوان نماینده ارکستر سمفونیک تهران صحبت می کند با اشاره به کیفیت اجرای ارکستر ناسیونال اکراین گفت : من هیچ شناختی از این ارکستر ندارم و فقط شنیده بودم که این ارکستر و رهبر آن توانا هستند البته نمی توان شنیده ها را ملاک درست برای ارزیابی قرار داد اما آنچه من ازحرکات رهبرارکستر مشاهده کردم به هیچ عنوان با تبحر رهبران حرفه ای قابل مقایسه نبود به عنوان مثال در اجرای قطعه "نی نوا" چنان با شدت رهبری می کرد که انگار می خواست ارکستر ازهم نپاشد درصورتی که یک رهبر حرفه ای نیاز به چنین حرکاتی ندارد و با کوچکترین اشاره ارکستر متوجه منظور او می شود.

وی در ادامه افزود : درباره کیفیت اجرای نوازندگان هم باید متذکر شوم که نوازنده ها بسیار ضعیف ومبتدی بودند(بجرچند نفر انگشت شمار از جمله نوازنده خانم ویولنسل)،در بسیاری از مقاطع اجرا ارکستر فالش بود و بسیاری از پاساژها با یکدیگر هماهنگ نبودند؛در صورتی که شوروی سابق ،کنسرواتوارها، ارکسترها و نوازندگان "مسکو" از لحاظ هنری و ارائه یک اثری هنری حرف اول را در دنیا می زدند و هم اینک هم اغلب نوازنده ها و سولیست های نخبه جهان روسی هستند و این نشان از اعتبار هنر در شوروی بوده است،همچنین اکراین که دومین جمهوری ازلحاظ اهمیت است چنین وضعیتی را داشته و دارد به همین دلیل و با توجه به آنچه که دیدم خیلی بعید می دانم این ارکستر بهترین ارکستر اوکراین بوده باشد.

این نوازنده ویولن همچنین خاطرنشان کرد : به عقیده من عنوان سمفونیک برای این ارکستراشتباه بود چراکه یک ارکستر سمفونیک حجمی بزرگتر ار ارکسترهای معمولی دارد و سازهای بادی ، چوبی، برنجی و کوبه ای نقش عمده ای دارند اما این ارکستر یک ارکستر زهی بود، به همین دلیل به نظرمی رسد این ارکستر اصلا ارکستر سمفونیک ناسیونال اکراین نبوده است ،یا اینکه ارکسترناسیونال اکراین ارکستر مطرحی نیست و یا اینکه این ارکستر واقعا ارکستر ناسیونال اکراین بوده اما بدون هیچ تمرینی روی صحنه حاضر شدند و قطعات را اجرا کردند،به هرحال ازاین سه حالت خارج نیست و به عقیده من اجرا درهرکدام ازاین حالت ها توهین به مردم و مخاطب است.

کامکار با تاکید بر اینکه آقای درویشی باید حرف خود را نسبت به ارکستر سمفونیک پس بگیرد گفت : به جرات می گویم که ارکسترسمفونیک تهران وحتی ارکستر زهی پارسیان به مراتب قوی تر از آنچه دیدیم و شنیدیم قطعات این کنسرت را اجرا می کرد؛آقای علیزاده حتما به یاد دارد که قطعه «نی نوا» را با ارکسترسمفونیک تهران به رهبری ایرج صهبایی حدود ده سال پیش اجرا کردیم و از آنجا که می دانم آقای علیزاده آدم منصف و اهل فنی است مطمئنم قضاوت درستی در باره تفاوت کیفیت آن اجرا ویا اجرای پارسیان (که سال گذشته اجرا کرد) با اجرای اخیرخواهد داشت؛ نکته دیگر و سوال دیگراینکه آیا اصلا کسر شان استاد طراز اولی مثل علیزاده نیست که از موزیسین های درجه یک ایران به شمار می روند در کنار نوازنده های دسته چندم اوکراین بنشینند و ساز بزنند؟

وی در ادامه افزود :استاد علیزاده محبوبیت زیادی بین مردم دارد نام این هنرمند کافی است که به تنهایی سالن را ده شب پرکند چون می دانید که در همه جای دنیا و بویژه در ایران، موسیقی خواننده محور است ودر این شرایط اگریک نوازنده به تنهایی به بتواند یک سالن را پرکند ارزش بالایی است و خوشبختانه این ویژگی را آقای عیلزاده دارد اما متاسفانه به نظر می رسد این دو موزیسین خوب موسیقی ایران نا آگاهانه و بدون اینکه بخواهند دست به چنین کار غیر قابل قبولی زدند.

رنگ و بوی ملی گرایی دراثریک آهنگساز حرفه ای باید وجود داشته باشد
ارسلان کامکار در ادامه این نشست به کیفیت قطعه «کلیدر»ساخته محمدرضا درویشی اشاره کرد و گفت : اولین سوالی که به ذهن یک شنونده پس از شنیدن این اثرمی رسد این است که چرا درقطعه «کلیدر»که داستان آن به خراسان (زادگاه نویسنده) بازمی گردد رنگ و بویی از موسیقی این خطه وجود ندارد که به عقیده من این بزرگترین اشکال قطعه «کلیدر» بود نکته دوم زمان اجرای آن بود؛ اگر این قطعه در 10 ذقیقه خلاصه می شد هیچ مشکلی نداشت اما چهل و پنج دقیقه از وقت کنسرت را به خود اختصاص داده بود بدون اینکه اتفاق خاص و یا یک لحظه شنیدنی در اثر به گوش برسد یعنی واقعا در رمانی به این عظمت هیچ اتفاق و لحظه خاصی وجود نداشت که در اثر موسیقایی آن شنیده شود.

نوازنده ارکسترسمفونیک در انتقاد به صحبت های آهنگساز«کلیدر» مبنی بر چرایی عدم استفاده از موسیقی خراسان در این اثر گفت : آقای درویشی در صحبت های خود اشاره کرده که با این موسیقی قصدداشته به عمق مطلب برود وحالا این سئوال مطرح می شود که آیا اگر از موسیقی ایران استفاده می کرد در سطح باقی می ماند؟اگر منظور آهنگساز ساخت اثری فراجغرافیایی و بین المللی بوده است که به عقیده من این تفکر نیزکاملا غیرمنطقی است چراکه بین المللی بودن یک اثربه این معنا نیست که آهنگساز اثری با هارمونی «دیستونانس» و به اصطلاح مدرن ویا مانند موسیقیدان های غرب بنویسد؛یک آهنگساز حرفه ای کسی است رنگ و بویی شخصیتی از خود و لهجه ای از ملیت و سرزمین زندگی خودرا در اثرش ارائه کند و این منافاتی با بین المللی بودن ندارد.

وی در پایان افزود : درست مثل اینکه یک آهنگساز هندی برای اینکه اثرش بین المللی باشد اثری بسازد که هیچ اثری از موسیقی هند در آن نباشد و من تعجبم ازاین است که چرا آقای درویشی که بیش از اینکه آهنگساز باشد محقق موسیقی نواحی است و گنجینه ای غنی و دنیایی از ملودی های این نوع موسیقی را درحافظه دارد از مقام های موسیقی خراسان در این اثرهیچ استفاده نکرده است؟ این درحالی است که اگر این اتفاق می افتاد مطمئنا این اثر جهانی تر می شد چراکه هم مخاطب ایرانی و هم شنونده خارجی رنگ و بوی موسیقی بومی را بیشتردوست دارند.
منبع: 
مهر
تاریخ انتشار : پنجشنبه 12 دی 1387 - 00:00

دیدگاه‌ها

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:34

درود بر ارسلان كامكار كه چنين شجاعانه به نقد اين اركستر قلابي پرداخت ودست برخي‌ها را كه با تبليغات پر سر و صدا مي‌خواستند اهل موسيقي و هنرمندان را گمراه كنند، رو كرد.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:34

سخنان آقاي كامكار بسيار درست ا ست. حتي تنظيمي كه آقاي هوشيار خيام از كارهاي عليزاده، به خصوص تركمن داده بود انسجام و يكدستي لازم را نداشت و جايگاه سازها مشخص نبود و همه انگار يك چيز مي زدند.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:34

تمام اين كنسرت سرتاسر فاجعه بود و 40 هزار توماني هزينه بليتي را كه داديم ذره اي رضايت نصيبمان نكرد. براي ما كه طرفدار پوپاقرص آثار حسين عليزاده‌ايم و در سي سال گذشته يك آلبوم يا يك كنسرت او را هم از دست نداده‌ايم، اين كنسرت به‌نظرمان نوعي شيادي و سوء استفاده نام اين اسطوره موسيقي ايران آمد. حيف از آن يكي دو اجراي قبلي ايشان با گروه هم‌آوايان... درويشي هم كه مثل هميشه سوهان روح بود و معلوم نيست كدام شير پاك خورده‌اي ايشان را موسيقيدان ناميده است. من يك نفر كه خودم را از ائ خيلي موزيسين تر مي‌دانم!

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.