صدا فرح بخش و نوا گل بیز
گزارش اختصاصي موسيقي ما از آخرين شب كنسرت شجريان
صدا فرح بخش و نوا گل بیز
موسيقي ما- محسن ظهوري: محمدرضا شجريان براي دومين بار در طول 6 ماه گذشته به همراه گروه شهناز از 18 مهر به مدت 4 شب در تالار بزرگ كشور به روي صحنه رفت.
بخش اول کنسرت با عنوان «مرغ خوشخوان» در دستگاه شور اجرا می شود. گروه با اجرای پیش درآمدی که رنگ آمیزی فوق العاده ای در آن به وجود آمده، وارد ساز و آواز می شوند وتارهای مجید درخشانی و رادمان توکلی به گفتگوی با هم می پردازند. توکلی در ادامه ریتم را نگه می دارد و درخشانی روی صدای تار او ملودی را می نوازد. سازها آرام می گیرند و شجریان آواز خود را با غزلی از حافظ آغاز می کند: «اگرچه باده فرح بخش و باد گل بیز است / به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است ... در آستین مرقع پیاله پنهان کن / که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است». در این بخش هم تنظیم نواها باعث شده تا قطعه آوازی به خوبی رنگ آمیزی شود. گرچه تا نیمه کار، درخشانی به تنهایی جواب آواز می دهد، اما از میانه آواز به بعد نی نیز به کمک او می آید و باعث تنوع صدایی خاصی در کار می شود.
سنتور و قانون، شروع تصنیف «پیام نسیم» هستند و دیگر سازها هم به آن دو می پیوندند و شجریان می خواند: «ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بیفروزی». تکنوازی بم تار مهدی امینی شروع قطعه بعدی است که جوای او را سینا جهان آبادی با تکنوازی صراحی آلتو، که یکی از سازهای ساخته شجریان است، می دهد. قطعه ساز و آواز است و شجریان می خواند: «راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست / آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست» در این قطعه که صراحی و سنتور آواز استاد را همراهی می کنند، چون قطعه آوازی اول، ترکیب سازها به غزل رنگ خاصی می دهد.
قطعه چهار مضرابی که قطعه بعدی است، یکی از زیباترین قطعات بخش اول کنسرت است. این قطعه در تنوع صدایی خاصی تنظیم شده، به خصوص در مواقعی که ارکستر ناگهان ایست می کند و کار را برای لحظاتی به تمبک و یا دف می سپارد تا تکنوازی کنند. اوج و فرودها و ورود و خروج سازها از نکات قابل تامل و زیبای این قطعه است.
مژگان شجریان با تکنوازی سه تار آغازگر قطعه آوازی بعدی است. شجریان می خواند و نی و بربط همراهی اش می کنند. پس از اتمام غزل، نی و صراحی پیوندی برقرار می کنند تا شجریان شعر دیگری را به صورت محلی به آواز بخواند. ضربه های تار درخشانی شروعی برای تصنیف «مرغ خوشخوان» است تا ارکستر نیز به او بپیوندد و شجریان بخواند: «یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور / کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور».
بخش دوم با عنوان «رندان مست» در دستگاه همایون است و تکنوازی رامین صفایی با بم سنتور ساخته استاد شجریان. فضای سوررئال و فانتزی موسیقی سحرانگیز او مخاطبان را به وجد می آورد. پیش درآمد بخش دوم با پاساژهای زیبا و به جا، به قطعه زنگ شتر (برگرفته از ردیف میرزاعبدلله) می پیوندد و پی از آن ساز و آواز آغاز می شود و شجریان می خواند: «چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست / سخن شناس نئی جان من خطا اینجاست» این قطعه با همراهی سنتور و نی پیش می رود و تصنیف «چشم یاری» با غزلی از حافظ آغاز می شود: «ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود /ان چه می پنداشتیم»
کمانچه سینا جهان آبادی شروع قطعه بعد است و پس از ساز و آواز تصنیف «باد صبا» ساخته حسام السلطنه مراد و تنظیم مجید درخشانی اجرا می شود.
پس از اجرای آواز شوشتری با غزلی از سعدی و چهار مضراب بیداد، سحر ابراهیم تکنوازی قانون اجرا می کند و پس از آن به ساز و آواز دیگری با غزلی از سعدی می رویم و شجریان می خواند: «گفتم آهندلی کنم چندی / ندهم دل به هیچ دلبندی»
دف آغاز تصنیف زیبای «رندان مست» است و شعر معروف مولانا با صدای شجریان: «رندان سلامت می کنند / جان را غلامت می کنند». پایان بخش برنامه های شجریان نیز چون همیشه تصنیف «مرغ سحر» است که چون همیشه مردم همنوا با او می شوند: «ای خدا، ای فلک، ای طبیعت / شام تاریک ما را سحر کن».
در اين اجراها گروه شهناز متشكل از نوازندگاني چون مجيد درخشاني: تار و سرپرست گروه، مهرداد صفايي: سنتور، محمدرضا ابراهيمي: عود، سينا جهان آبادي و كاوه معتمديان: كمانچه، شاهو عندليبي: ني، حسين رضايي نيا: دف، مهرداد ناصحي: قيچك، حامد افشاري: قيچك باس، رادمان توكلي: تار، رامين قنبري: تنبك و مژگان شجريان: سه تار به اجراي برنامه پرداختند.
منبع: 
موسيقي ما
تاریخ انتشار : چهارشنبه 24 مهر 1387 - 00:00

برچسب ها:

دیدگاه‌ها

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:33

ورود شما عزیزان را به دنیای مجازی تبریک می گویم.

بنده چند سالی هیت در این زمینه فعالیت دارم ، خوشحال می شوم هر چند کوچک ، کمکی کرده باشم.اگر کمکی از دستم برآمد ، در خدمتم.

در ضمن ، وقت کردید گزارش برنده از شب دوم کنسرت استاد بخوانید .

با تشکر و درود.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:33

in ham she're kaamele beyti ke zekr kardid ... be ghadri zibaast ke heyfam oomad kaamelesho vaase doostaan nazaaram ke estefaade konand ;گفتم آهندلی کنم چندی ندهم دل به هیچ دلبندی سعدیا دور نیک نامی رفت نوبت عاشقی است یکچندی

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.