.
4 بهمن 1395
خواننده: 
تنظیم‌کننده: 
میکس و مستر: 
ایرج فهیمی، حمیدرضا آداب
تهیه‌کننده: 
محمد خرمی
ناشر: 
موسسه آوای آبی رود
ضبط: 
سال 1383
عکاس: 
فرهاد برازیان
plays 337136

مجوز: 00246/ق/95/9 - کتابخانه ملی: 17613و


دیدگاه‌ها

دوشنبه 4 بهمن 1395 - 15:32

درودها بر استاد معتمدی
جان تازه ای رفتم از این صدا و این شعر
واقعا زیبا و دلنشین بود
موسیقی اصیل ما با صدای بزرگانی مثل استاد معتمدی ها نفس می کشه و به روح خسته ما هم شادابی دلپذیری میده.
ممنون از همه عزیزانی که در خلق این اثر زیبا سهیم بودن. و خدا روح شاعر و نوارنده هایی که برای خلق این اثر هنرنمایی کردن و الان در جمع ما نیستن رو هم غرق رحمت و آمرزش کنه

دوشنبه 4 بهمن 1395 - 16:38

معتمدی عزیز ، زنده باشی الهی. چقدر زیبا بود این آهنگ و چقدر لذت بردم. مرحبا .

دوشنبه 4 بهمن 1395 - 17:45

شعر و آهنگ فوق العاده زیبا بود. درووووود معتمدی عزیز

دوشنبه 4 بهمن 1395 - 20:10

چقدر ذوق در آهنگسازی و چه صدای زیبایی. بعد از مدتها یک اثر خوب شنیدم. ممنون

سه شنبه 5 بهمن 1395 - 08:23

سلام اول نمیشه شنیدش بعددانلودش کرد ،حیف

سه شنبه 5 بهمن 1395 - 09:11

سيار عالي

چهارشنبه 6 بهمن 1395 - 11:25

خداييش صداشو كسي نداره ايول

st
پنجشنبه 7 بهمن 1395 - 21:30

دوس دارمش

جمعه 8 بهمن 1395 - 16:42

سلام عالی بود

شنبه 9 بهمن 1395 - 14:35

عالییییی

یکشنبه 10 بهمن 1395 - 17:57

بسیار زیبا

سه شنبه 12 بهمن 1395 - 00:40

عالی بود

دوشنبه 18 بهمن 1395 - 00:12

معتمدی خدایی صداش و حسش نظیر نداره. هم آواز عالی هم این ترانه های اخیر. مرسی از سایت شما برای اشتراکش.

جمعه 22 بهمن 1395 - 23:59

چ جوری دان میشه

یکشنبه 24 بهمن 1395 - 13:40

بسیار زیبا
نکته قابل توجه سال ظبط این قطعه می باشد، که از سال 1383 ما را از شنیدن این قطعه محروم کردید.
با تشکر

پنجشنبه 24 فروردین 1396 - 01:17

واقعا قشنگ بود

پنجشنبه 24 فروردین 1396 - 17:22

وای عالی بود

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
متن ترانه
برف بارد دانه دانه، می‌رود یارم به خانه
باد سردی گیسوی‌اش را می‌زند آهسته شانه

آتش سوزان عشق‌اش می‌کشد در دل زبانه
می‌رود همچون نسیمی می‌گریزد شاعرانه

می‌زند بر پیکر من عشوه‌هایش تازیانه
دانه‌های برف ریزد روی موی‌اش روی شانه

سحر و افسون کرده دل‌ را آن دو چشم جاودانه
می‌کند بر من نگاهی یک نگاه عاشقانه

می‌دود مانند آهو من به دنبالش روانه
دانه‌های برف ریزد روی موی‌اش روی شانه